سيد محمد باقر برقعى
33
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
مدّاح كه در شعر « بيدل » تخلّص مىكند ، از دوران جوانى به شعر و شاعرى پرداخت و در انواع شعر طبعآزمايى كرد و نمونههاى زير از آن جمله است : ساقىنامه بده ساقيا كهنهتر بادهام * به پيمانه نوشى كن آمادهام شرابم بنوشان كه حالم دهد * ز عارف مجال سؤالم دهد شرابى كه بر من شود كارساز * دهد بىنيازى مرا از نياز شرابى كه خويشى كند با دلم * ز درياى غم آورد ساحلم بده ساقيا بادهء بىغشم * كه تا دير پير مغان پر كشم شرابى كه سكرش برد هوش من * سبك دارد از بار غم دوش من شرابى كه ليلى به مجنون چشاند * به صحراى عشق و جنونش كشاند شرابى كه شيرين به فرهاد داد * خط بيستون كندنش ياد داد بده ساقى آن مى كه مستم كند * چو دُردى كشان مىپرستم كند شرابى كه از پا مرا افكند * غرور بُت ما و من بشكند شرابى كه سوزاندم استخوان * نماند ز خاكسترم هم نشان بده ساقى آن مى كه صافم كند * ز پيرايهء دل معافم كند زدايد ز آيينهء دل غبار * نشانم دهد نقش رُخسار يار به الماس اشكم تراشى دهد * به تار دلم ارتعاشى دهد بده ساقى آن مى كه قلبم كند * پرستارى طفل قلبم كند به ميراب اشكم سفارش دهد * كه بر ابر دل بار بارش دهد چنان مى دمادم به جامم بريز * كه پاييز چشمم شود سبزهخيز پر از شبنم لاله كن جام من * كه آكنده شد از غم ايّام من مرا ساقى از باده سيراب كن * به لالايى زهرهام خواب كن بده ساقى آن بادهء غمشكن * تهمتن به زير آرم از رَخش تن